تبليغاتX
عاقبت عشق زمینی را به عشق اسمانی باختیم - از دست دلبر باشد

عاقبت عشق زمینی را به عشق اسمانی باختیم

در دفتر این زندگی ، عشق تو جوهر باشد

حرف من بی کس همی ، دوری ز دلبر باشد

 

عشق من بی کس خدا ، چون جوهری خونین شده

 خون می چکد از این قلم ، از دست دلبر باشد

 

او خون کند این شیشه ام ، از این جگر خون می چکد

با خون چرا کردم وضو ؟ از دست دلبر باشد

 

جان کندنم را دیده است ، لیکن ز من دوری کند

در خاک خون دل می تپد ، از دست دلبر باشد

 

بی او کشیدن  یک نفس ، بر من چرا مشکل شده ؟

گویی که خنجر در گلوست ، از دست دلبر باشد

 

 یک شب درون هجله شد ، دیگر خبر از او نشد

رسوائیم اه ای خدا ، از دست دلبر باشد

 

در هر سخن صد نکته است ، با دل شنو حرف دلم

این بی کسی در عالمم ، از دست دلبر باشد

+ نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1384ساعت 16:30  توسط نانا  |